سالروز آزاد سازي خرمشهر عزيز از دست ناپاك متجاوزان ديوسيرت. حماسه شكوهمندي كه عظمت آن را از كلام امام راحل (ره) مي توان سنجيد آن زمان كه فرمود : خرمشهر را خدا آزاد كرد .
امسال 30 سال از آزادي اين شهر آغشته به خون و 24 سال از پايان جنگ خانمان سوز تحميلي مي گذرد اما چهره خرمشهر همچنان جنگي است . خرمشهر خرم به خون مقدس فرزندان غلطيده به خون اين ديار است اما خرم به عمران و آباداني نيست .
مدتي قبل فرصتي دست داد تا با عده اي از دوستان سفري به مناطق جنگي جنوب داشته باشيم. سفري مغتنم و ارزشمند با حال و هوايي متفاوت از همه سفرهايي كه تا كنون داشته ام .
بازديد از مناطق عمومي عمليات هاي بدر و خيبر و كربلاي 4 و5 ، دهلاويه و طلائيه و شلمچه و هويزه و اروندكنار و شهرهاي اهواز و آبادان و خرمشهرو سوسنگرد ، جزو برنامه هاي سفربود كه قطعه قطعه خاك خوزستان فرياد خاموش جوانان ايران زمين را در دل خود نهفته دارد كه چگونه مردانه و غيوردر برابر دشمن متجاوز ، تا پاي جان ايستادند و وجود نازنين خود را در زير خروارها خاك گرم و تفتيده كربلاي ايران ، نثار آزادي و آزادگي ملّت خود هديه كردند وما امروز......
سوم خرداد ماه سالروز آزادسازي خرمشهر عزيز از دست متجاوزان بعثي است .آن روز خبر آزادي خرمشهر آنچنان شور وشعفي در سرتاسر ميهن اسلامي مان ايجاد كرده بود كه مردم به خيابانها ريخته و با پخش شيريني و شكلات خوشحالي خود را به رخ دشمنان كشيدند.
نبرد جانانه و غيرتمندانه و غرورآفرين بيت المقدس كه نزديك به يك ماه به طول انجاميد ، به اشغال 19 ماهه خرمشهر پايان داد و ضربه مهلك و جبران ناپذيري بر ماشين جنگي دشمن وارد ساخت .
اهميّت فوق العاده اين پيروزي زماني بود كه عده اي از عناصر داخلي سعي در تضعيف نيروهاي مسلح در برابر دشمن تا دندان مسلّح داشتندو با تعلّل در كمك رساني به خط مقدم جبهه، افكاري شيطاني در سر مي پروراندند .نيز اقدامات مخرّب سياسي جريان نفاق ، با نفوذ در اركان نظام ، تلاش گسترده اي براي ناكام نمودن پيروزي شكوهمند سال 1357 ملّت را هدايت مي نمود كه همه اين عوامل در كنار معجزه بزرگ آزادسازي خرمشهر، در اين پيام امام راحل (ره) تجلّي پيدا كرد كه : خرمشهر را خدا آزاد كرد!
به هر روي 30 سال از آزادي خرمشهر و 24 سال از پايان جنگ تحميلي استكبار جهاني عليه ملت ايران مي گذرد امّا خرمشهري كه هيچ وجه تسميه اي از خرمي و آباداني در آن نيست همچنان صورت و ظاهري نازيبا و جنگ زده و مخروب دارد!
در سالهاي آغازين پس از جنگ ، بودجه هاي كلان براي بازسازي مناطق جنگي اختصاص يافت و عده اي از بزرگان نظام، القاب سرداران سازندگي را يدك كشيدند و مردم ايران بغير از ساكنين مناطق جنگي تصوّرشان اين بود كه روز به روز به عمران و آباداني مناطق جنگي افزوده شده و چهره ي نازيباي جنگ از اين مناطق زدوده مي شود!
شهرهاي جنگ زده ايران اسلامي ، همچنان جنگ زده هستند و تنها فرقشان اين است كه جنگ نيست و دشمني به ظاهر وجود ندارد . امّا بقيه مسائل همچنان باقي است و سيماي شهر ، حكايت از ويراني و خرابي دارد .
ازهمه ي اين تصاوير زشت و نازيبا كه در جاي جاي شهر ديده مي شود بگذريم ، شايد مهمترين مسئله ، فقر و ناداري اكثريت مردم اين مناطق است كه به نان شب خود نيز محتاج هستند .
بيكاري و بي عاري و بي حوصلگي از سر و صورت ساكنين شهرهاي جنگ زده كه كنار خيابانها نشسته اند مي بارد . زندگي در آلونك هاي ساخته شده از بلوك هاي سفالي در لابلاي نخل ها سوخته جنگ ، آينده اي نه چندان روشن براي كودكان و نو جوانان سرگردان در كوچه ها ي خاكي و بدون كوچكترين امكانات تفريحي وسرگرمي رقم مي زند.
يقيناً بي توجهي به مشكلات مذكور در مناطق مرزي كشور ، مي تواند زمينه مساعدي براي مشكلات متعدد سياسي و اجتماعي باشدو كلّ كشور از تبعات آن متأثر گردد.
بي توجهي امروز كه مي تواند پشيماني بزرگي براي سالهاي آينده ايجاد كند كه همّتي مردانه و غيرتمندانه و متعصّبانه از دولت محترم عدالت محور انتظار مي رود تا با همان روحيه انقلابي كه از آن سراغ مي رود ، در يك برنامه و مديريت ضربتي وارد نوار مرزي جنوب و جنوب غربي كشور شود و با استفاده از پتانسيل هاي محلّي ، براي دنياي ساكنين اين مناطق و آخرت خويش گامهاي اساسي براي زدودن چهره كريه فقر و بيچارگي و خرابي و ويراني بردارند.
ساقي نيز بر حسب وظيفه ملّي و ديني خود آماده است در برداشتن اين گامهاي بلند ، نقشي ماندگار ايفاء كند به همان ميزان كه جوانان اين آب و خاك براي آزاد سازي خرمشهر از دست دشمن بعثي از جان خود گذشتند ، ساقي نيز از همه هستي خود براي آزاد سازي خرمشهر از ويراني و خرابي و عقب ماندگي بگذرد و خطاب به مسئولان امر عرض ميكنيم كه : ما آماده ايم بسم الله !
در این قانون که در سال 89 به میزان 3 درصد مالیات بر ارزش افزوده مصاحبه می گردید در سال گذشته با یک درصد افزایش به 4 درصد رسید و امسال برای برخی صنوف تا 5 درصد افزایش یافت که مقرر گردیده بود صاحبان اصناف نسبت به پرداخت این میزان مالیات از محل درآمد و افزوده اندوخته خود اقدام نمایند که با وجود گذشت دو سال از اجرای این قانون ،اكثر صاحبان صنوف در اقدامی سئوال برانگیز نسبت به اخذ این میزان مالیات مستقیماً از مردم مبادرت می نمایند.
بدین گونه که در فاکتورهای صادره که ظاهراً هیچگونه نظارتی بر میزان و تعداد آنها وجود ندارد و عملا نیز چنین نظارتی مقدور نمی باشد صراحتاً اقدام به اعلام و اعمال 5 درصد مالیات بر ارزش افزوده می نمایند. مثلا در فاکتورهای غذاخوری ها و رستوران ها و اماکن اقامتی و سیاحتی و فروشگاهه بهنگام صدور فاکتور برای ارائه خدمات صراحتاً 5 درصد مالیات بر کل مبلغ خدمات ارائه شده افزوده و پس از این افزایش، هزینه های لازم از مشتری اخذ می شود در حالی که معلوم نیست آیا همین میزان مالیات اخذ شده از سوی اصناف به دولت پرداخت می شود یا نه؟ همچنین 5 درصد مالیات بر ارزش افزوده بطور نقد از مردم دریافت اما به همین شکل به دولت پرداخت نمی شود وسود استفاده از این میزان نقدینگی نیز به جیب برخی اصناف که بعنوان واسطه عمل می کنند ریخته می شود.
در حقیقت 5 درصد مالیات بر ارزش افزوده مستقیماً از جیب مردم پرداخت شده بی آنکه تضمینی وجود داشته باشد که همین میزان دقیقا از سوی اصناف به حساب دولت ریخته می شود یا نه ؟ و در حقیقت این اصناف هستند که با دریافت نقدی مبالغ فوق از مردم و عدم هیچگونه نظارت دولتی بر میزان فاکتورهای صادره منبع درآمد جدیدی برای خود ایجاد کرده اند!
بنابراین جا دارد نمایندگان محترم مجلس با تجدید نظر در نحوه اجرای این قانون ، بار سنگین ومضاعف و جدید را از دوش ملت برداشته و مودیان مالیاتی را که وظیفه مستقیم پرداخت مالیات را بر عهده دارند مجبور به پرداخت مالیات نمایند و ادارات امور مالیاتی در سرتاسر کشور، ساز وکاری را برای نظارت به معاملات اصناف تدارک ببینند تا این میزان وجوه دریافتی از مردم تحت عنوان مالیات یا اخذ نشود و یا اگر هم اخذ می شود مستقیما به حساب دولت واریز گردد و راه جدید برای سنگین تر شدن بار مردم در زندگی روزمره و کامیابی برخی اصناف از این خلاء اجرایی و نظارتی ایجاد نشود. اما در هر حال این مردم هستند كه باید خزانه دولت را از محل پیش بینی درآمدهای مالیاتی پر كنند نه اصناف و تولیدكنندگان و بازاریان و از محل درآمدهای سالانه شان. لذا ضروری به نظر می رسد نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی نسبت به اصلاح این قانون و جلوگیری از ایجاد فشار مضاعف به آحاد ملت جلوگیری نمایند .
فرهنگ، موجودیّتی جدای از علم و علم آموزی و سطح سواد علمی یك جامعه می باشد . بدین صورت كه وجود تعداد زیادی آدم باسواد در یك كشور، دلیل بر با فرهنگ بودن مردمان آن كشور نمی باشد. یعنی اینكه وجود سواد و علم، اصالتاً بعنوان وجود فرهنگ تلقی نمی گردد بلكه اینها خود لوازم دستیابی انسان به فرهنگ ارزیابی می شود . بعنوان مثال در طول تاریخ كم نبوده اند انسانهای تحصیل كرده و دانشمند كه حتی در سطح جهان مطرح بوده اند امّا اقدامات و اختراعات و آثار علمی آنان هیچ باری از فرهنگ و تعالی انسانی نداشته كه گاه باعث بدبختی و بیچارگی جوامع انسانی نیز شده است. بعنوان مثال اختراع بمب اتم كه ناشی از علم سر شار انسان می باشد اما در جهت منافع قدرتها استفاده گردیده و گاه هزاران هزار انسان بیگناه قربانی این علم بشری امّا ضد بشری آدمی گردیده اند.
همچنین در زندگی روزمرّه خود، گاه میشنویم كه مثلاً فلان پزشك كه درخواست مبلغ هنگفت جراحی و یا زایمان بیماری را كرده بود و بدلیل عدم توانایی بیمار از پرداخت این هزینه، پزشك مزبور از انجام عمل خودداری نموده و در نهایت منجر به مرگ بیمار شده است. این یعنی علم آموزی و با سواد بودن انسان در اوج بی فرهنگی او.
بنابراین توسعه مراكز علمی در كشور از پایین ترین سطح آن در مهدهای كودك تا بالاترین مراكز علمی یعنی دانشگاهها و مراكز آموزش عالی هر چند بعنوان بسترهای لازم برای توسعه كشور تلقی می گردند امّا در صورت غفلت از علوم انسانی و فعالیتهای فرهنگی كه منجر به رشد شخصیت انسانی علم آموزان گردد نتایج ناگواری به بار خواهد آورد و در میانمدت و دراز مدت شاهد افزایش چشمگیر دانش آموختگان پر ادّعا ولی بی فرهنگ و یا كم مایه از فرهنگ خواهیم بود كه در این صورت ساز و كارهای نظام اجتماعی جامعه را به شدّت تحت تاثیرات منفی خود قرار خواهد داد .
امروزه نظام آموزشی كشور هم در آموزش و پرورش و هم در دانشگاههای دولتی و غیر دولتی به هیچ وجه در فكر پرورش روح و روان دانش آموزان و دانشجویان نبوده و شاهد رشد تك بعدی آموزشی آنان و در حقیقت رشد ناقص آنان بوده و پس از 15 یا بیست سال تحصیل، كودكانی بزرگسال تحویل جامعه میگردد.
به حقیقت و جرأت می توان گفت نظام آموزش و پرورش ما منهای پرورش و با نقصان در آموزش فعالیت می كند و آموزش عالی هم كه به فرموده حضرت امام خمینی ( ره ) دانشگاههای ما می بایست انسان ایجاد كنند، تنها آدم های باسواد و خالی از فرهنگ و ممّلو از عقده های اجتماعی و سیاسی تربیت می نمایند كه این وضعیت هشدار جدّی برای مسئولان امر است تا به دور از هیاهوهای سیاسی و جناح بندی ها و باند بازی های حزبی كه پدر این كشور و مردم بیچاره آن را در آورده است ، اندكی به خود آیند و تلاش كنند تا «جّو سیاسی» حاكم بر جامعه به یك «جّو فرهنگی» مبّدل گردد كه در غیر اینصورت هر روز شاهد تنش ها و اصطكاكهای بی مورد اجتماعی در جای جای ایران عزیزمان خواهیم بود. چرا که امروز چالش جدی جامعه، ضعف فرهنگ عمومی است.
برخوردهای كم مایه، ادبیات سخیف شفاهی ، فرار از قانون، میل به بی قانونی، افكار عمومی آسیب دیده از بد اخلاقی ها، نارضایتی های فردی و اجتماعی، تلخی ذائقه مردم با وجود داشتن كشوری بر خوردار از نعمت های خداوندی، مخدوش شدن زیر بناهای اخلاقی جامعه، شیوع دروغ و تهمت و غیبت و بی ایمانی به جای صداقت و مردانگی و با ایمانی ، همه و همه منجر به پسرفت شاخصهای فرهنگ عمومی و در نهایت سوء استفاده بد خواهان این آب و خاك برای معیوب جلوه دادن چهره میهن اسلامیمان در انظار عمومی جهان شده است .
فرهنگ عمومی هر كشوری ، بعنوان اصلی ترین زیر ساخت توسعه اقتصادی و سیاسی آن كشور تلقی میگردد و تا زمانی كه اخلاق اسلامی و انسانی در آن جامعه نهادینه نشده و در لحظه لحظه زندگی آحاد آن نمود عینی و عملی نداشته باشد ، همواره ما را در موضع اتهام قرار داده و حتی اقتصاد كشور را نیز به شدت تحت تأثیر خود قرار خواهد داد .
امروز جای بسی تاسف و اندوه است كه با وجود فرهنگ غنی ایرانی و آموزه های اصیل اسلام ناب محمدی ( ص ) جامعه ما دچار مشكلات اساسی اجتماعی و انسانی باشد و این نیست و نشده مگر بدلیل خود خواهیها و بی توجهی های مسئولین امر. آنان كه قرار بود فرهنگ عمومی جامعه را ارتقاء بخشند در حالی كه خودشان به موانع تحقق این هدف عالی تبدیل شده اند.
نظام مقدس جمهوری اسلامی که حاصل خون پاک دهها هزار شهید گلگون کفن این آب وخاک در طول نیم قرن اخیر می باشد ارکان مدیریتی خود را با رأی مستقیم مردم برگزیده و مبانی دموکراسی در روند شکل گیری مدیریت های جامعه نهادینه شده است.
اما آنچه بعنوان آسیب جدی برای کیفیت انتخاب مردم مطرح می باشد اقدامات عوام فریبانه و درحقیقت تصرف عدوانی اما آرام و خزنده آرای مردم توسط عده ای فرصت طلب و نااهل می باشد به گونه ای که با تشخیص نیازهای آنی اقشار محروم و نیازمند جامعه اقدام به برنامه ریزی و استفاده از ترفندهای ویژه نموده تا بتوانند بصورت کاملا نرم و خاموش آرای انتخاب کنندگان را به سمت و سوی خاص و مورد نظرخویش هدایت نمایند.
در همین راستا بازهم اخبار نگران کننده ای به گوش می رسد که حاکی از فعال بودن دوباره این عده برای تسخیرآرای مردم و صندوق های رأی درانتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی در سطح حوزه انتخابیه تبریز دارد. از جمله گسترده شدن مجدد سفره های رنگین شام و نهار ، تراول چكهای مخفی در پاكتهای سفید یا در لابلای صفحات شناسنامه ها ، توزیع ارزاق عمومی در مناطق محروم ، اهدای اقلام گوناگون و قیمتی در میان مردم ، اجاره دهها میلیونی اماكن تجاری برای تشكیل ستادهای انتخاباتی ، وعده های عوام فریبانه برای اعلام استقلال فلان منطقه و تفكیك فلان روستا از فلان شهر و الحاق به شهر دیگر ، پرداخت پول به مساجد به بهانه كمك مذهبی و ... كه این وضع به گونه ای شده كه پول و دروغ آن هم بمیزان هنگفت بعنوان عامل اصلی در پیروزی در عرصه انتخابات جای خود را در فرهنگ سیاسی كشور باز كرده است .
لذا ضروری است نهادهای نظارتی و امنینی استان و نیز شورای محترم نگهبان بعنوان ناظراصلی انتخابات مجلس شورای اسلامی با رصد فعالیت اینگونه جریانات انحرافی در استان آذربایجان شرقی و کلانشهر تبریز جلوی هر گونه سوء استفاده احتمالی از فضای انتخاباتی مجلس را بخصوص در حوزه انتخابیه تبریزو آذرشهر و اسکو در این خصوص بگیرند .
از سوی دیگر جا دارد مردم شریف حوزه انتخابیه تبریز و اسكو و آذرشهر به شاخص های اساسی و مورد تایید بزرگان دین و كشور در انتخاب فرد اصلح از جمله مدیر و مدبر بودن ، ساده زیستی ، دوری از كانون های ثروت نامشروع ، جلوگیری از ریخت و پاش و اسراف ، سوابق مثبت مدیریتی و انقلابی، مقایسه شعارهای انتخاباتی افراد با عملكرد گذشته آنان ، میزان بی توجهی كاندیداها به مال و منال دنیا و دوری از دروغ و عوام فریبی اهتمام ورزند و با توجه به این شاخص ها روز 15 اردیبهشت ماه كاندیدای اصلح خود را انتخاب نمایند . انشاالله
امروزه جامعه ايران با اين واقعيت تلخ روبروست که سطح سواد علمي دانش آموزان و نيز ميزان پروردگي و بالندگي آنان براي حضور در مجامع علمي وآموزش عالي بسيار پايين بوده و دانشگاههاي کشور بجاي تحويل دانش آموزان با سواد و با انگيزه و پرورش يافته و با نشاط از سيستم آموزش و پرورش کشور ، دانش آموزاني با سطح سواد پايين و انگيزه هاي تحصيلي ناهمگون و پرورش نيافته بر سر کلاسهاي دانشگاه مي نشاند .
در تعريف فرهنگ مي دانيم که فرهنگ يعني رشد متعالي انسان در مسير تعالي انساني که با اين تعريف گاه ممکن است يک طبيب يا مهندس با وجود سطح سواد بالا، از کوچکترين و ابتدايي ترين آموزه هاي فرهنگي به دور باشد و برعکس شايد يک چوپان بي سواد يا کارگر کم سواد که در عالم انساني سير نموده و در مسير متعالي انسانيت گام نهاده است ، انسان با فرهنگي تلقي گردد.
بنابراين سواد و علم آموزي در حقيقت خود فرهنگ نيست بلکه ماده اوليه براي توليد و اشاعه فرهنگ ارزيابي مي گردد و اين پرورش است که در کنار آموزش مي تواند انسانهاي والا تربيت نموده و تحويل جامعه دهد .
متأسفانه مشکلات متعدد صنفي در جامعه تعليم و تربيت کشور و نيز تفاوت نگاهها به مقوله ي آموزش و پرورش در سالهاي اخير و مشکل هميشگي بودجه و اعتبار در اين عرصه همواره اصل موضوع آموزش و پرورش در مدارس کشور را تحت الشعاع خود قرار داده و امروزه به شدت شاهد افت کيفي آموزش و همچنين پرورش در نظام آموزشي کشور هستيم .
يقيناً وجود مشکلات عديده ي اقتصادي و اجتماعي که خانواده ها را سخت درگير کار و تلاش شبانه روزي نموده است ، آنان را از پرداختن به امور آموزشي و از همه مهمتر پرورشي فرزندان بازداشته و در چنين شرايط اجتماعي ، اين امر مهم مي بايست از طريق نظام آموزشي کشور جبران گردد که متأ سفانه چنين امري تحقق نمي يابد .
امروزه در اکثر قريب به اتفاق مدارس کشور خبري از فعاليت هاي فرهنگي و هنري و اجتماعي به معناي واقعي آن نيست و همه اين مسائل مهم در سينما رفتن و بازديد از فلان کارخانه و اردوي نصف روزه بدون هيچ گونه هدف گذاري فرهنگي خلاصه شده است که خود اين برنامه ها نيز تا حدود زيادي آثار سوء فرهنگي بر ذهن و روح دانش آموزان مي گذارد .
مشکلات موجود در کشور ما مستثني از ساير کشورها نيست چرا که همه ي کشور هاي توسعه يافته که زماني نه چندان دور با معضلات و پيچيدگي هاي طبيعي در مسير توسعه گريبان گير بوده اند امروز توانستهاند با ساماندهي نظام آموزشي خود ، همه ي مسئوليت هاي آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان را از دوش خانواده ها برداشته و متوجه مديران مدارس نمايند طوري که دانش آموزان از صبح تا عصر با حضور موثر و برنامه ريزي شده در مدارس علاوه از برخورداري از آموزش هاي لازم و حل تکاليف درسي خود در همان محيط مدرسه و استفاده از برنامه هاي متنوع فرهنگي و هنري و اجتماعي که منجر به پرورش شخصيت فردي و اجتماعي افراد مي شود ، به هنگام مراجعه به خانه و خانواده ، بدون هيچگونه استرس هاي آموزشي ، به تفريح و پر کردن اوقات فراغت خود پرداخته و در کنار خانواده بودن را به عنوان يک اصل اساسي در پرورش شخصيت اجتماعي و عاطفي ممارست مي کنند .
به هر روي 12 ارديبهشت که مقارن است با سالروز شهادت استاد فرزانه آيت آلله مطهري و روز و هفته معلّم و شايد بيش از پرداختن به محتواي مشکلات آموزشي و پرورشي جامعه ، مسائل صنفي و حقوقي و مزاياي معلمان مورد بحث و مطالبه قرار مي گيرد جادارد با تلنگري به خود و نقد و بررسي ايرادات اساسي نظام آموزشي قبل از دانشگاه کشور ، طرحي نو دراندازيم و در سال حمايت از توليد ملي و كار و سرمايه ايراني ، جهادي تر از هميشه و در يک برنامه ريزي انقلابي و فرهنگي ، در جهت رفع معضلات محتوايي و مديريتي اين بخش مهم از کشور و يا به تعبيري مهمترين رکن آينده ساز ميهن اسلامي مان گامهاي اساسي و عملي برداريم چراكه اصلي ترين توليد هر جامعه ، توليد علم و دانش به دست توانمند نيروهاي آن كشور مي باشد . انشاءالله و اگر بخواهيم و همت کنيم !
بررسي تاريخ و گذشته همه كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته دنيا حكايت از اين واقعيت شيرين دارد كه هيچ كشوري به قله هاي رفيع استقلال و سازندگي و بالندگي دست نيافته مگر آنكه در برههاي از تاريخ ، با اتكاء به توليد داخلي و كار و سرمايههاي بومي خود و تحمل رياضت اقتصادي، توانسته نسبت به تقويت و بازسازي و استحكام بنيانهاي اقتصاد داخلي خويش اقدام نمايد و آيندهاي درخورشأن آيندگان براي نسلهاي بعدي مردم خويش رقم بزنند.
اما آنچه واضح ومبرهن است اينكه پس از ترسيم خطوط اصلي مسيرحركت كلان اقتصادي كشور توسط رهبريت معظم نظام، برهمه مسئولان كشور و انديشمندان مراكز علمي فرض است تا با روان سازي بوروكراسي اداري بمنظور حمايت عملي از توليد و ايجاد انگيزه براي ادامه فعاليت اقتصادي فعالان عرصه توليد و صنعت و نيز ايجاد ساز وكارهاي تشويقي لازم گامهاي عملي در تحقق پيام رهبري بردارند.
از سوي ديگر تا زماني كه موانع موجود براي تحقق اصل 44 قانون اساسي بخصوص در حوزه صنعت كشور و نيز جذب سرمايه هاي ملّي و ارائه چشم انداز اطمينان بخش براي علاقمندان به توليد از سوي دولتمردان برداشته نشودجهش چشمگير در افزايش كمي و كيفي توليد محقق نخواهد شد يعني تا زماني كه:
بانكها با آغوش باز ، پذيراي توليدكنندگان نباشند و متوليان اصلي صنعت و تجارت بويژه وزارت بازرگاني و اقتصاد در اولين مراجعه سرمايه گذاران و توليدكنندگان ، توان پذيرش و جذب مهربانانه آنان را نداشته باشندو مقررات گمركي براي ورود ماشين آلات مورد نياز توليد، تسهيل نگرددو شهرداري ها در صدور مجوزهاي احداث ساختمانهاي واحدهاي توليدي و سازمانهاي خدماتي همچون برق و گاز و آب و فاضلاب صرفاً بدنبال كسب درآمد براي خود باشند و روحيه مشاركت نداشته باشندو همچنين توليد كنندگان بدون تعصب ملّي و ميهني صرفاً به فكر كسب در آمد باشند و مشاركتي در ارتقاي كلان توليد ملي با اجراي سيستمهاي جديد مديريتي و استقرار نظامهاي نظارتي و دستيابي به استانداردهاي كشوري و جهاني نداشته باشند، و تا زماني كه سهم صنعت از هدفمند كردن يارانهها به درستي و بموقع به اين بخش اختصاص نيابد و مقررات رابطه كارگر و كارفرما به نفع طرفين با مشاركت دولت تغيير نيابد، انتظار براي تحقق كامل اهداف تعيين شده بسيار مشكل خواهد بود.
لذا بايد همه آحاد جامعه و اركان مديريتي كشور در همه سطوح اداري و نيز سرمايه گذاران و صاحبان صنايع دست در دست هم دهند و مسير پر پيچ و خم حمايت از توليد ملي و كار و سرمايه ايراني را به سرعت و با كمترين توقف زماني جهت رسيدن به قله اميد به بهبود صنعت و اقتصاد كشور طي كند تا سال به سال شاهد تحقق اهداف سند چشم انداز 1404 ايران اسلامي باشيم انشاالله.
در چنين روزي دسايس بيگانگان با همراهي مزدوران داخلي، يكي از روزهاي مهم و شرم آور را براي حكومت و زمامداري ايران و ايراني جماعت رقم مي زند و مردي از سلاله پاكان و جوانمردان و دلسوزان به اين آب و خاك را روي در نقاب خاك ميكشاند و در پاي اجانب و بد خواهان ، قرباني ميكند و خون سرخش را به سياهي دل نامردان مي آموزد .
ميرزا تقي خان اميركبير همه وجودش را براي اعتلاي وطن و عزت ايران و اسلام در طبق اخلاص مينهد و با وجود مشكلات عديده در كشور از جمله حضور مداخلهجويانه بيگانگان ، خالي بودن خزانه حكومت، فقر و بيكاري و معيشت سخت و رقّت بار مردم و گسترش دامنه ظلم حاكمان قاجار در جاي جاي ميهن، قدم در راه اصلاح امور مي گذارد و در مدت كوتاه صدارت خود، قلوب ايرانيان و توده ملت را به سوي خويش مجذوب ساخته و دل هاي كثيف نااهلان و نامحرمان را به دردكينه مي آورد و در نهايت ، كيد و حيله همين عده معدود جيره خوار جاهل ، رگ غيرت اميركبير را با تيغ خيانت و كج فهمي ، نشتر مي زند و خون پاك اين مرد بزرگ با آب زلال جويباران وطن در هم مي آميزد تا آيندگان نهال هاي تنومندي را بپروراند كه ادامه دهنده راه حق و حقيقت براي عزت ميهن باشند .
پيكر اميركبير ابتدا در كاشان و سپس به اصرار همسرش به كربلا منتقل و در اتاقي كه به سوي صحن امام حسين ( ع ) باز مي شود به خاك مي سپارند و اين شعر حماسي پر سوز را بر سنگ قبرش مينويسند :
آه كه در جهان دون، از صدمات اين غما
عالم روز واپسين گشت عيان به عالما
خاك ملال از جهان، رفت به هفتم آسمان
رفت به گلشن جنان، وارث آصف جما
كارگشاي متقى، حارس ملك دين تقى
آنكه ز سهم او شقى، شد بسوى جهنما
بست چه بار زين سفر، روح امير نامور
شد ز مدار تا مدر، ماه صفر محرما
هاتف رحمت خدا، خواند به گوش اين ندا
كز در بندگى درآ، تا كه شوى مكرما
مال وفات او ز غم، كلك سرور زد رقم
گفت كه بى زياد و كم آه امير اعظما
به هر روي 160 سال از آن واقعه تلخ تاريخ ايران مي گذرد و امروز بر همه عاشقان اين آب و خاك فرض است تا با استفاده از تجارب تلخ و شيرين گذشته نقشه راه آينده را به نيكي ترسيم نمايند و با الهام از روح بلند احرار و ابرار اين مرز و بوم ، از آنچه كه باعث حذف دلسوزان كشور گشته درس عبرت بگيرند و سياست نابخردانه حذف را كه جرياني انحرافي و ساخته و پرداخته روح هاي كوچك و جاهل در شيوه هاي مديريتي اين مملكت گرديده يكبار براي هميشه از عرصه مديريت و حكومت حذف و تلاش مخلصانه و مومنانه براي ايجاد يك جريان متحد با هم افزايي همه نيروها براي عزّت و اقتدار اين كشور آغاز گردد چرا كه تفكر حذف رقيب به هر قيمت و بهانه اي در همه اديان الهي و در همه روش هاي سياسي و مملكت داري دنيا و بويژه در دين مبين اسلام نهي و مذمّت گرديده و به جاي آن رحماء بينهم سفارش گرديده است .
بنظرمي رسد تجارب بسيار تلخ و مكرّر در تاريخ ايران ناشي از همين تفكر حذف و نابودي و اضمحلال رقيب، به حدّ كافي ، بر عقب ماندگي ميهن عزيزمان از قافله عمران و آباداني دامن زده و دل هاي ايرانيان را از هم دور ساخته و رذايل اخلاقي را جايگزين فضايل اخلاقي نموده است و وقت آن رسيده براي اعتلاي نام و آوازه تاريخي ايران اسلامي ، به كوشش همه دست نيكي بريم و جهان را به بد نسپريم . به قول شهيد مظلوم دكتر بهشتي وقتي اخلاق از سياست حذف شود اين ديگر حركت سياسي نيست بلكه بازي سياسي خواهد بود به اميد تحقق چنين روزي در مملكتي كه متعلق به حضرت قائم ( عج ) مي باشد .
سخن از اخلاق و مبانی اخلاق فردی و اجتماعی در آن فضای وحشیت و نابخردی و ضد اخلاق حاکم بر زندگی اعراب بادیه نشین که هنوز هم ادامه دارد ، سخنی بسیار خردمندانه و سیاستی بسیار داهیانه بود تا پایه های معنوی جامعه بر حول عمود وجود پرخیر و برکت پیامبر خاتم ، ریخته شود و یقیناً خداوند تبارک و تعالی در ادامه رسالت انبیاء که همواره بر اخلاق و رعایت موازین آن در زندگی بشر تاکید داشته است این بار نیز هدف رسالت را تمام کردن حجّت بر مردمان و رهنمون ساختن آنان برای رسیدن به افلاک در مسیر رعایت اخلاق ، معرفی می کند .
امروز پس از گذشت بیش از چهارده قرن از ظهور اسلام و سی و دو سال از تشکیل حکومت اسلامی در ایران باید دید که آیا رسالت نبّوت محمد (ص ) در جغرافیایی همچون ایران که وجودش مرهون خون پاک مجاهدان و آزادگان این آب و خاک برای تکوین اخلاق و جوانمردی در زندگی بوده ، جامه عمل پوشیده یا نه ؟
متاسفانه امروز مبانی اخلاقی با تعبیر خاصّ علمی و فلسفی ، به شدت در جامعه ایرانی دچار ضعف و پس رفت گردیده است .
همه حوزه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و اداری ، دچار بی اخلاقی یا فساد اخلاقی گردیده و بنیان های اخلاقی جامعه به شدت متزلزل گردیده است .
ریا - دروغ - فقر - فساد اداری - غیبت - تهمت - انگ زدن - حسادت - چشم هم چشمی – ارتشا و اختلاس و هزاران هزار درد با درمان دیگر، دامن حوزه های گوناگون فردی و اجتماعی را آلوده کرده است .
اگر ایران و ایرانی جماعت ، صاحب تمدن انسانی و پر شکوه چندین هزار ساله است و اگر اسلام عزیز تمام هدفش از ظهور ، تکمیل مکارم اخلاقی در جامعه است ، پس چرا اکنون جامعه ایرانی ما دچار بحران اخلاقی است ؟
شاید تصور کنیم که منظور از بحران اخلاقی ، همان چیز های پیش پا افتاده ای همچون ارتباط غیر همجنس و اعتیاد و قاچاق مواد مخدر و دزدی و ... باشد که البته اینها هم بخشی از بحران معنویت در جامعه می باشند.
امّا همین مسایل و موارد مشابه نیز خود معلول بی اخلاقی در جامعه می باشند نه خود علّت بحران معنوی ! و بی راه نیست که اسلام عزیز مثلاً دروغ را بزرگترین گناه کبیره معرفی می کند چرا که به راستی می داند که زمانی که دروغ در ارکان جامعه و بویژه در بخش های حاکمیتی جامعه و نهاد های مسئول جامعه نفوذ و رسوخ پیدا کرده و مرزهای اخلاقی را یکی پس از دیگری به اضمحلال بکشد ، مولود این بحران معنوی ، تولد فرزندان نا مشروعی همچون اعتیاد - قاچاق - فساد اخلاقی ، دزدی و جرم وجنایت خواهد بود چرا که به مصداق این جمله مشهور از جامعه شناسان : هر جرمی که در جامعه اتفاق می افتد همه آحاد جامعه در وقوع آن جرم مقصّرند بغیر از کسی که خود آن جرم را مرتکب شده است، این یعنی به دنبال معلول رفتن و همه کاسه کوزه ها را بر سر مجرم نریختن .
چرا دورتر برویم . کافی است نهج البلاغه شریف را تورّق کنیم و ما که همه افتخارمان به شیعه علی بودن هست ، دقایقی هم از زندگی مادّی و عفن خود سر بر داریم و به مولا علی اقتدا کنیم که می فرماید : کادَ الفقرُ اَن یَکونُ کفَراً . یعنی وقتی فقر بعنوان یک عامل و علّت در جامعه ای وجود داشته باشد ، کفر و بی دینی و انکار، در آن جامعه ایجاد خواهد شد .
امروز جامعه ایرانی ما شدیداً دچار بحران اخلاقی است . دروغ در تمام ارکان اجتماعی از وجود یک فرد گرفته تا خانواده و مدرسه و اداره و کوچه و برزن و شهر و کشور نفوذ و رسوخ پیدا کرده است .
امروز دروغ بعنوان یک واقعیّت و با لباس های به ظاهر توجیه کننده ای همچون مصلحت ، مرزهای حقیقت را نابود ساخته است .
امروز سخن از صداقت و سلامت و مردانگی در کلاس درس برای تربیت نسل های آینده بی اثر گشته است . چرا که دانشجو یا دانش آموزی که این سخنان حقیقی را می شنود ، تاثیرات مادّی منفعت طلبانه رعایت نکردن آنها را بعنوان یک واقعیت در جامعه و محیط پیرامون خود می یابد و این اختلاف معنی دار مرز بین حقیقت و واقعیّت ، ساحت مقدس حقیقت را می سوزاند و همه چیز را که از جنس واقعیت باشد جایگزین حقایق ناب می سازد!
امروز دعواهای سیاسی و جنگ بر سر قدرت از پایین ترین رده های حاکمیت در یک روستای کوچک گرفته تا کلّ کشور و پایتخت ایران عزیز ، روز به روز بر بحران معنویت و اخلاق در جامعه دامن می زند و حقیقتاً جا دارد یک انقلاب اخلاقی و فرهنگی رخ دهد نه از نوع انقلاب فرهنگی که سی و دو سال پیش در جامعه ایران انقلابی روی داد و شاید هم بی توجهی ها به آرمان های مقدس امام راحل ( ره ) مسیر انقلاب فرهنگی را آنچنان به انحراف کشید که امروز پس از سی و سه سال از پیروزی انقلاب اسلامی بجای اینکه شاهد و ناظر آثار ارزشمند این انقلاب فرهنگی باشیم می بینیم که چگونه بنیان های فرهنگی و اخلاقی جامعه در حال نابودی است و شروع عملی این انقلاب فرهنگی می بایست از دولتمردان و مجلسیان و مسئولان نظام آغاز گردد.
اما آنچه در اين بين حائز توجه مردم و نهادهاي نظارتي است برخي اقدامات عوام فريبانه نه براي جلب آراي مردم كه براي سرقت آراي ملت از سوي برخي كانديداهاست كه مصداق بارز اغفال و كلاهبرداري است.
امروز بدليل گسترش وسايل ارتباط جمعي و اطلاع آحاد مردم در اقصي نقاط كشور به نظر ميرسد شام و نهار دادن ها، برنج و روغن توزيع كردن ها، شارژ ايرانسل و همراه اول كادو دادنها، پول از كيسه بيت المال پخش كردن ها، توپ فوتبال توزيع كردنها و جاكليد و خودكار و لوازم التحرير هديه دادن ها و سير و پياز و سيب و سيب زميني گونيگوني اهداء كردن ها كار ساز نخواهد بود !
اما گويا داستان غم انگيز سرقت آراي مردم از سوي برخي كانديداها و كلاهبرداري از ملت و بازي با رأي آنان كه همانا شرف و ناموس شان مي باشد، تمام شدني نيست و پس از انقضاي تاريخ مصرف شگردهاي فوق ، برخي حضرات رويكردهاي جديدي براي اغفال افكار عمومي و هدايت آراي ملت بويژه در مناطق محروم برگزيده اند كه در روزهاي اخير چند مورد از آنها اينچنين در محافل عمومي نقل شده است:
1 ـ جار و جنجال رسانه اي در مورد تعطيلي يك كارخانه خودروسازي و بازي با احساسات مردم و بخصوص كارگران شاغل در آن كارخانه و سپس ورود « سوپر من » و «تارزان وچيتا » براي نجات همان كارخانه و اعلام حل مشكل آن كه در اين پروسه فريب كارانه هم آبروي پليس راهور ميرود و هم احساسات مردم جريحه دار ميشود و در حقيقت يك نفر هم نقشه تعطيلي كارخانه را ميكشد و هم خودش منجي كارخانه ميشود و حلّال مشكلات !
2 ـ وعده فرستادن مردم به زيارت مشهد مقدس با پشت پردهاي كه در صورت لزوم افشا خواهد شد، كه ضامن آهو بشكند آن دست و كمري كه حتي به او هم رحم نميكند و از ولايت رضوي براي دنياي خودشان هزينه مي كنند 3 ـ نصب بنرهاي مختلف و متعدد به نام هيئتهاي حسيني سطح تبريز و اطراف تبريز با سوء استفاده از نام مبارك حضرت ابا عبداله الحسين و با زير نويس كانديداي نامحترمي كه حتي به امام حسين (ع) هم رحم نميكند و ميخواهد خود را در زير لواي نام مبارك آن حضرت پنهان نمايد و بدين سان نماينده شيعيان حسين باشد در مجلس شوراي اسلامي!
4 ـ پخش و اهداي ميليونها تومان به مساجد و حسينيهها براي تسخير و تصرف عدواني اما آرام و بي سر و صداي خانههاي خدا به نام كمك بلاعوض به توسعه مساجد بخصوص در برخي روستاهاي حومه تبريز كه پس از بازي با ائمه اين بار گويا بازي با خداست كه در برنامه آقايان قرار گرفته است. عجب روزگاري شده !!
اينها نمونه هاي جديد است كه در روزهاي اخير توسط عدهاي در حوزه انتخابيه تبريز،آذرشهر و اسكو بوقوع پيوسته است كه اولا ميبايست از سوي نهادهاي نظارتي و شوراي نگهبان به دقت مورد رسيدگي و برخورد قاطع با كانديداهاي مذكور قرار گيرد و از سوي ديگر بايد ملت غيور و فهيم و با فرهنگ تبريز ،آذرشهر و اسكو و شهرهاي اطراف و روستاهاي تابعه كه سالهاست چنين روشهاي عوام فريبانه اي را بارها و بارها از سوي افراد كم مايه و خائن به آرمانهاي بلند حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري و خون پاك شهداي مظلوم انقلاب تجربه كرده و ديده اندضمن برخورد انقلابي با چنين افرادي كه ميخواهد صندليهاي خدمت را در بهترين ركن اداره امور به تصرف افكار بيمار خود در بياورند و انقلاب عظيم ملت ايران را از مسير اصلي و الهي خويش منحرف سازند ، آنان را به منزل و كاشانه و موطن خويش راه ندهند تا شايد راه خلوص و صداقت در مسير آرمانهاي بلند ملت انقلابي ايران هموارتر گردد و شاهد تشكيل مجلسي در شأن ملت شريف ايران و تاريخ گهربار آن باشيم و با افتخار بگوئيم كه اين مجلس ريشه در درياي خون پاك جوانان اين آب و خاك دارد. انشاالله
طبق نصّ صريح قانون انتخابات ،كليه مقامات لشكري و كشوري كه شرح آن در قانون مزبور آمده شش ماه قبل از ثبت نام يعني 8 ماه قبل از روز برگزاري انتخابات بايد از سمت خوداستعفاء داده و به هيچ عنوان درآن پست مشغول نباشند.
اين ماده قانوني بدان جهت آمده تا هيچ گونه شائبه سوء استفاده از موقعيتهاي اداري افراد در جريان انتخابات و جلب توجه رأي دهندگان بوجود نيامده و جلوي هر گونه سوء استفادههاي احتمالي از بيت المال و امكانات عمومي و دولتي كانديداها گرفته شود.
همچنين تبليغات زودرس كانديداها در مجامع و اماكن عمومي ممنوع بوده و در صورت بي توجهي افراد ،جايگاههاي نظارتي از جمله شوراي نگهبان مي تواند تا مرحله ردّ صلاحيت كانديداها اقدام قانوني معمول دارد. همچنين عرف حاكم بر جامعه اين است كه مسئولان دولتي جلوي هرگونه سوء استفاده كانديداها را از فضاي ادارات و سازمانها و نيز تريبونهاي رسمي دولتي و عمومي گرفته و خود نيز با رعايت دقيق قوانين مربوطه از هر گونه دخالت در امر انتخابات و جانبداري از كانديداها خودداري نمايند كه درغير اينصورت با اين عده از مسئولان ميبايست برخورد قانوني معمول گردد.
نيز رسانه ملي در سرتاسر كشور ميبايست اصل بي طرفي در جريان انتخابات و دوري از هر گونه شائبه جانبداري از كانديداهاي انتخاباتي را در هر پست و مقامي كه باشند سرلوحه خود در تهيه و بخش برنامه هاي راديو وتلويزيون قرار دهد.
متاسفانه صدا و سيماي مركز آذربايجان شرقي در اقدامي سئوال برانگيز در ماههاي اخير و تا همين چند روز پيش، با تهيه برنامه هاي ويژه و قرار دادن تريبون رسانه ملي در اختيار نمايندگان فعلي و كانديداهاي فرداي شهرهاي استان در مجلس شوراي اسلامي آشكارا نقض عرف نموده و ضمن عدم رعايت اصل بي طرفي در جريان انتخابات و سوء تدبير واضح در اين خصوص ، اعتماد عمومي را نسبت به رسانه ملي در آذربايجان شرقي در فضاي سياسي و انتخاباتي استان به شدت مخدوش نموده است. بدينگونه كه نمايندگان فعلي شهرهاي استان در مجلس در يك تبعيض آشكار نسبت به ساير كانديداهاي انتخابات به راحتي مي توانند در اثر سوء تدبير صداو سيماي استان و مسئولين رسانه ملي در منطقه كه احتمالا با چراغ سبز برخي از حضرات! عملكرد گذشته و برنامه هاي آتي خود را براي مردم عرضه كنند و خود را در معرض ديدگان صدها هزار جمعيت استان قرار دهند اما ساير كانديداها از اين كرامت و بذل و بخشش غيرمتعارف آقايان در صدا و سيماي آذربايجان شرقي بي بهره باشند كه با هيچيك از معيارهاي مديريت اسلامي و انقلابي سازگار نيست و يقيناً تاثير بسيار مخربي بر روي اعتماد عمومي نسبت به رسانه ملي در استان خواهد گذاشت و تقويت شائبه جانبداري اين رسانه از نمايندگان فعلي استان را بدنبال خواهد داشت و اينگونه اقدامات بيتدبير و غيرمتعارف و سئوال برانگيز يقيناً بر كاهش ميزان حضور مردم در انتخابات دامن خواهد زد. همان چيزي كه دشمنان قسم خورده اين آب و خاك به دنبال آن هستند.
لذا جا دارد برخورد قانوني لازم با متوليان تهيه و پخش اين برنامهها و آمرين و عاملين آن از سوي نهادهاي نظارتي - البته اگر بخواهند به وظيفه ملي و ديني خود به درستي عمل نمايند- معمول گردد و براي جبران حقوق از دست رفته ساير كانديداهاي استان براي اين افراد نيز فرصت برابر ايجاد نمايند تا آنان نيز به ارائه برنامه هاي خود همانند ساير افراد كه اينك نه بعنوان نماينده كه بدليل نزديكي ايام تبليغات انتخابات صرفاً بعنوان يك كانديدا همچون ساير كانديداها مي باشند اقدام كنند كه در غير اين صورت بايد فاتحه رسانه ملي در استان آذربايجان شرقي را بدليل حراج اعتبار و صداقت سيماي استان خواند كه اينچنين با سوء تدبيرها، ابزار دست سياسيون سياسي كار! ميشود ! / والسّلام
اما مدتي است اين شور و شوق بي نظير كه مي تواند بعنوان سرمايه ارزشمندي براي مديران استان جهت جذب اعتبارات بيشتر ملي براي عمران و آباداني آذربايجان عزيز مورد استفاده و حمايت قرار گيرد با اخبار ناگواري همراه شده تا بدانجا كه اخيرا مدير عامل اين باشگاه استعفاي خود را بدليل بي توجهي مسئولان به اين تيم و مشكلات متعدد مالي آن محتمل دانسته است !
با شنیدن این خبر ، نا خود آگاه موضوع نخبه کشی تاریخی آذربایجان در ذهنها تداعی مي شود که چگونه در طول زمانهای گذشته بزرگان این آب و خاک پس از طّی مدارج علمی و مراتب توفیق در هر رشته و فنّی ناگزیر جلای وطن کرده وخستگی روحی ناشی از حاشیه ها و حرف و حدیث های این و آن و تنگ نظری های خواص و برخي کج فهمی های عوام ، آنان را آواره دیار غربت نموده است و زعماي قوم به جاي قدرداني از نيروهاي متخصص بومي و استفاده از آنان در جايگاههاي مديريتي با صرف ميلياردي از بيت المال و سهم بودجه اي استان آذربايجان شرقي اقدام به جذب و بكارگيري نيروهاي غير بومي مي نمايند كه اين افراد بدليل نا آشنايي با فرهنگ و آداب و رسوم و باورهاي مردم منطقه و احساس غربت در ديار جديد و نداشتن هيچگونه تعصب منطقه اي و زباني نه تنها موفقيتي به دست نمي آورند بلكه باعث بي ارزش شدن سرمايه هاي انساني محلي نيز مي شوند كه جاي بسي تامل و تاسف مي باشد !
به هر روی ، با علم بر عادت نا مبارک و مذموم در تاریخ تبریز و آذربایجان مبنی بر حذف بزرگان و حركتهاي بزرگ و سازنده و ایجاد موانع متعدّد پیش پای رشد و ترقی و تعالی انسانهای دلسوز و فرهیخته ، چنین به نظر می رسد که این شیوه غیر اخلاقی اکنون گریبانگر تیم فوتبال تراکتور سازی شده است .
امّا اینبار سقف فلک را باید شکافت و طرحی نو در انداخت و با اذعان به حساسیت های عمومی و اجتماعی که در فضای سیاسی استان در خصوص این تیم پر طرفدار ایجاد شده است مانع از تکرار تاریخ و شیوه ناجوانمردانه آن در فراموشی نام و یاد کسانی که با جان و دل برای اعتلای این دیار تلاش کرده و می کنند شد .
یقیناً اکثریت قریب به اتفاق مردم آذربایجان و بویژه جوانان غیور و فهیم و متعصّب و با انرژی آن ، که شور و شوق وصف نا پذیر خود را همواره درقبال بازی های تیم فوتبال تراکتور سازی از خود نشان داده اند اما مدتي است با گلايه از اوضاع فني و مديريتي تيم و كسب نتايج نه چندان رضايتبخش توقّع دارند تا با ارج نهادن به تلاش های دلسوزانه کلیه کسانی که برای این تیم محبوب زحمت می کشند ، جلوی هر گونه اخلال در سیر صعودی موفقیت های این تیم گرفته شود و کسانی که با اعمال و رفتار و گفتارواظهار نظر های غیر کار شناسی خود و نيز اتخاذ تصميمات غيرفني و خود بزرگ بينانه باعث دلسردی هواداران علاقمند آن را فراهم می کنند دست از شیطنت های خود بر دارند..به هر حال امید است با تدبیر مدبرانه و آینده نگرانه مسئولین استان ، از همین نقطه جلوی برخی اقدامات و اظهار نظر های مغرضانه یا غیر کار شناسانه و یا ناآگاهانه در قبال این تیم پر طرفدار گرفته شده و اسباب تشویق و تقویت کادر فنی و مربیگری این تیم فراهم شود تا علاوه از کاستن از حواشی کاملا بی ارزش در روند فعالیت تیم ، شاهد موفقیت های روز افزون آن باشیم .
محرم امسال نيز فرا رسيد . حال و هواي همه شهر ها به ياد حسين و به نام حسين تغيير يافته و خاطره تلخ کر بلا ، نا خودآگاه در اذهان، زنده و تداعي مي شود .
حسين که بود و براي چه شهيد شد؟
شايد اين ساده ترين سوالي باشد که بتوان به مناسبت اين ايام از خود پرسيد . سوالي به ظاهر ساده اما حقيقتاً بسيار مهم و آگاهي بخش !
چرا که آگاهي و بصيرت مهمترين شاخصه حادثه عاشورا بود و حوادثي مشابه که پس از آن در تاريخ اسلام به وقوع پيوست . حوادثي در امتداد حکمت علوي و سنت حسني و قيام حسيني !
عنصر آگاهي و دانايي خميرمايه شکل گيري تراژدي بزرگ انساني درعصرعاشورا و در صحن کربلاست . همان عنصري که امام حسين (ع) بر اساس آن يک واجب ديني يعني سفر معنوي حجّ را نا تمام گذاشت و براي اقامه يک واجب مهم ديگر دين يعني امربه معروف و نهي از منکر و تنوير افکار عمومي در شناختن حق و باطل و به تعبيري تشخيص حاکميت باطل در برابر قول حقّ ، رهسپار شهادت گرديد .
انتخابي آگاهانه با استناد به بصيرت ! عقل مي گفت بمان ، عشق مي گفت برو!
حسين (ع) براي اولين بار ، عشق و عقل را بهم آميخت و کاري کرد کارستان که با گذشت 1400 سال همچنان نام و يادش زنده است و هر روز زنده تر مي شود و اين بود معجزه وحدت عشق و عقل که به تعبير بسياري از فيلسوفان ،اين دو عنصر روحي و فکري در طول تاريخ به هم در نياميخته اند و عاقلان در مسيري حرکت کرده اند و عاشقان در مسيري ديگر و همواره راه اين دو گروه از هم جدا بوده است .
اما حسين (ع) آموخت که هم مي توان عاشق شد و هم عاقلانه تصميم گرفت و آنگاه يک واقعه و رخداد عظيم و شگرف با نيروي زائد الوصف اين دو خلق کرد و به تاريخ بشريت عرضه نمود .
حسين (ع) بعنوان يک امام و يک پيشوا ، جهت را به شيعيانش نشان داده و حجّت را بر آنان تمام کرده است . و حقيقتاً آنانکه در طول تاريخ در اين جهت حرکت کرده اند حسيني شده اند و آنانکه توان حرکت نداشته اند ، امّا عشق حسين بر دل داشته اند ، مانده اند و کاري زينبي کرده اند و گروه سومي که نه رفته اند و نه مانده اند و کاري نکرده اند ، که همان مسير يزيدي و منافقي است
حسين (ع) بعنوان يک راهبر و يک امام و يک پيشوا ، جهت را به شيعيانش نشان داده و حجّت را بر آنان تمام کرده است . و حقيقتاً آنانکه در طول تاريخ در اين جهت حرکت کرده اند حسيني شده اند و آنانکه توان حرکت نداشته اند ، امّا عشق حسين بر دل داشته اند ، مانده اند و کاري زينبي کرده اند و گروه سومي که نه رفته اند و نه مانده اند و کاري نيز نکرده اند ، همان مسير يزيدي و منافقي را طي نموده اند !
امّا آنچه حرکت حسينيان و زينبيان را در طول چهارده قرن از وقوع حادثه کر بلا ، دوام و نيرو داده است همان عشق حسيني از يک سو بعنوان آغاز گر حرکت و سپس شعور و انديشه ، بعنوان دوام دهنده آن بوده است .از عشق که بگذريم به عقل مي رسيم . عقلي که ما را به تدبّر و انديشه عميق در چگونگي شکل گيري تراژدي بزرگ کر بلا در ظهر عاشورا رهنمون مي سازد . همان چيزي که از آن با عنوان عبر تهاي عاشورا ياد کنيم .
درست است که کربلا ، نزديک به چهارده قرن پيش اتفاق افتاده امّا تاريخ تشيع ، گواه آن است که پايه هاي شکل گيري قيام امام حسين (ع) همواره در حکومتهاي گوناگون با اشکال متفاوت وجود داشته است . به عبارت ساده تر اينکه در طول اين چهارده قرن ، حسينيان و يزيديان با عناوين ديگري همواره رودر روي يکديگر بوده اند و اگر چه مشابه عظمت و قداست کربلاي حسين (ع) نبوده و نخواهد بود امّا در امتداد اين دو جريان فکري همواره شاهد نمونه هاي بسياري به تاسي از آنها بو ده ايم .يعني بي توجهي به عبر تهاي عاشورا از سوي مسلمانان و شيعيان در طول اين قرن ها باعث کشت و کشتارها و خون ريزي هاي مومنين در بلاد اسلامي گرديده و زمينه براي تجاوز و تحقير و سوء استفاده خوارج فراهم شده است .
تلخي حادثه کربلا به اندازه اي عميق و عبرت آموز است که نگارنده در مباحثه با يکي از وهابيون در مدينه منورّه در اين خصوص اين جمله را از زبان اين طلبه وهّابي و مبلّغ وهابيت در موسم حج تمتع با افتخار مي شنود که مي گويد :يزيد غلط کرده که با امام حسين (ع)چنين رفتاري کرده است !!! به گواهي تاريخ چهارده قرني اسلام عزيز ، اگر فراموش کنيم که هر روزمان عاشورا و هر جايمان کر بلا است نخواهيم توانست به انرژي ماورايي ناشي از اتحاد و عشق و عقل برسيم و اگر عبرت هاي ارزشمند حادثه کربلا را محققانه نصب العين و آويزه گوش قرار ندهيم ، نخواهيم توانست وظيفه خود را بعنوان يک شيعه حقيقي و واقعي امام حسين (ع) در هر عصري و هر مکاني به منصه ظهور و بروز برسانيم .
اما آنچه باعث بروز برخي مشكلات و نارضايتي ها در اين خصوص گرديد نحوه تعيين حوزه انتخابيه جديد و افزايش يك نماينده به مجموع نمايندگان استان بود كه طي آن اعمال نظرهاي عموماً غيركارشناسي منجر به از دست رفتن اين فرصت طلايي براي افزايش نمايندگان استان در دوره نهم مجلس شد طوري كه استانداري آذربايجان شرقي پس از بررسي هاي متعدد كارشناسي اين يك نماينده را براي حوزه انتخابيه جديد آذرشهر و عجب شير برگزيد و مقرر گرديد آذرشهر از حوزه تبريز و عجب شير از حوزه مراغه تفكيك و حوزه انتخابيه آذرشهر و عجب شير با يك نماينده مستقل در انتخابات آتي مجلس مطرح گردد.
اين تصميم كارشناسي استانداري پس از تاييد وزارت كشور و دولت محترم جهت تاييد نهايي به مجلس شوراي اسلامي ارسال گرديد.
متاسفانه نمايندگان ملت در كميسيون شوراها و امور داخلي مجلس به جاي تاييد يا ردّ نظر دولت، اقدام به طرح و تصويب پيشنهاد جديد و سئوال برانگيز كردند و آن اينكه به جاي استقلال حوزه انتخابيه آذرشهر، اين شهرستان از تبريز جدا و به همراه شهرهاي عجب شير و مراغه مجموعاً يك حوزه انتخابيه داشته باشند با 2 نماينده ! و از سوي ديگر، جدا شدن شهرستان آذرشهر از حوزه انتخابيه تبريز ، شهر هريس به حوزه تبريز الحاق گرديد كه اين تصميم در كميسيون شوراهاي مجلس تصويب اما در صحن علني مجلس به تصويب نرسيد و جهت انجام كارشناسيهاي بيشتر دوباره به كميسيون فرستاده شد.
از سوي ديگر اعتراض به حق مردم و ساكنين شهرستان آذرشهر و خواست عمومي آنان مبني بر مستقل شدن حوزه انتخابيه آذرشهر باعث بروز تنش هايي در اين شهرستان گرديد كه با درايت و تدبير امام جمعه محترم آذرشهر جناب حجه الاسلام قره سيدي اين تنش هاي اجتماعي بجاي برهم زني نظم و امنيت عمومي منطقه در يك پروسه منطقي به پيگيري هاي قانوني و اداري هدايت گرديدكه تاكنون نيز ادامه دارد.
اما حقيقت تلخ اينكه بدليل كم لطفي نمايندگان استان در مجلس شوراي اسلامي موضوع افزايش 1 نماينده به مجموع نمايندگان آذربايجان شرقي ظاهراً در انتخابات پيش روي مجلس محقق نخواهد شد كه فرصت طلايي و حق قانوني مردم آذربايجان به جهت همين عدم پيگيري هاي مستمر و دلسوزانه نمايندگان محترم محقق نخواهد شد.
از سوي ديگر با بررسي شاخص هاي اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي شهرستان آذرشهر با قاطعيت مي توان گفت كه با وجود جمعيت 110 هزار نفري اين شهرستان و دارا بودن 40 روستا و 2 شهرتابعه ديگر ( گوگان و ممقان ) و وجودبيش از 14 هزار دانشجو و استقرار بزرگترين شهرك صنعتي شمالغرب كشور در اين شهرستان ( شهرك صنعتي شهيد سليمي ) و قرار گرفتن بيش از 90 درصد وسعت استان آذربايجان شرقي تنها در دهخوارقان ، سرزمين مردان و زنان دليرآذربايجان استحقاق نماينده مستقل در مجلس شوراي اسلامي را دارد و اين ضرورت اساسي بر هيچكس پوشيده نيست.
اميد است نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي در فرصت اندك باقيمانده از عمر مجلس هشتم ، به خواست به حق و قانوني و كارشناسي ملت شريف آذرشهر پاسخ مثبت بدهند تا مردم زحمتكش و با فرهنگ و فهيم آذرشهر پس از 10 سال انتظار به آرزوي خود برسند. انشاالله
یک ماه جهاد و تلاش در راه رضایت معبود ، یک ماه تحمل سختی ها و کمبودها و مقابله با نفس امّاره برای کسب نفس مطمئنّه ، و یک ماه دوری از تعلقات دنیوی از زن و فرزند و پدر و مادر گرفته تا مال و منال و مقام و مقال، همه و همه برای این است که پاک و مطهر بازگردی و زندگی جدیدی آغاز کنی که آنرا قبل از حج، تجربه نکرده بودی. الان، مناسک حج را به جا آورده ای و حاجی شده ای! به وطن راهی شده ای و به پیشوازت آمده اند. دوستان ، آشنایان و پدر و مادر و زن و همسر و فرزند با چشم و قلبشان نوازش ات می کنند و چهره ای نورانی از تو انتظار دارند نشأت گرفته از دریای نور و ایمان کعبه و مسجد النّبی ! بیا و به حق حقّانیت حق، این ارمغان نورانیّت و اخلاص و صفای بازآورده از سعی صفا و مروه را با شام و نهارهای بی مورد پس از حج ضایع مکن! بیا و با همان چشمان منتظر و مبهوت در برابر عظمت پروردگار کنار خانه دوست، نیم نگاهی به چند خیابان و محله پایین تر از خانه و کاشانه خویش بینداز: دختری دم بخت و نیازمند، یتیمی محروم از حمایت پدر و مادر، بیماری ناتوان از پرداخت هزینه درمان، دانشجویی درمانده از پرداخت شهریه دانشگاه، مسجدی با سقف و دیوارهای نم کشیده و فرش های بو گرفته، مدرسه ای بدون وسیله گرمایشی در سوزنای زمستان، انسانی در بند و اسیر و ناتوان از پرداخت دین و بدهی و دیه، خانه هایی محروم از بدیهات اولیه زندگی همچون لوله کشی آب و سیم کشی و بخاری در پیرامون شهر نه چندان بزرگی چون تبریز، همه و همه چشم انتظار بهره مندی از ولیمه حاجی عزیز و حاجیه های محترمه و مومنه ای هستند تا لذت سفر معنوی حج را بدینگونه در ذائقه تلخ خویش به شیرینی دریابند و مهمترین اثر و برکت این کنگره عظیم و یگانه مسلمانان یعنی وحدت و یکدلی و همدلی رابه عینه ببینند و آنرا در زندگی خویش لمس نمایند. یقیناً پايان این بزرگترین کنگره سالیانه عالم خلقت، با پهن کردن بساط عیش و نوش و چشم و هم چشمی های ذلیلانه برای میهمانی های شام و نهار آن چنانی و حیف و میل سرمایه های ملی همه و همه برای همه آنانی که دستی به جیب دارند و لقمه چربی می یابند تا شکمی سیر کنند و همواره شاد باشند و شاد زندگی کنند نیست، سنت و عادت بسیار ناپسندي است که همه هر آن چه اندوخته معنوی حج بود به باد فنا می دهد و روز از نو وروزی از نو! و پس از پایان این میهمانی ها و شام و نهار دادن های همه بی خود و بیهوده، دیگر سراغی از آن معنویت کنارخانه خدا و مزار نبی اکرم (ص) و آن ضجّه ها و ناله های محزون و بندگی های محبوب، نخواهی یافت و شاید مصداقی از خسره الدنیا و الاخره باشیم. شاید ارسال کارتِ دعوت نکردن ! به شام و نهار اما دعوت به حلالیت طلبی به خاطر حل یکی از مشکلات فوق الذکر جامعه، و اعلام هزینه چند هزار تومانی و میلیونی یک وعده ولیمه نهار و شام برای خرید جهیزه دختر نیازمند دم بخت، اقدامی خداپسندانه و فرهنگی است تا شاید عادت نامبارک میهمانی های تشریفاتی سفرهای زیارتی تبدیل به راهکاری برای حل بخشی از مشکلات هم وطنان دینی مان باشد . انشاء الله .
|
در این بین مطبوعات محلی بعنوان آشنا ترین و دسترس ترین ابزارهای ارتباطی می توانند با بیان مسائل ومشکلات مردم و نیز ارائه عملکرد مسئولان محلی در مسیر خدمت به مردم، در ایجاد استحکام ارتباط میان آحاد مختلف جامعه نقشی ارزنده ایفا نمایند.
بررسی عملکرد مسئولان محلی استان آذربایجان شرقی در سالهای اخیر نشان می دهد ارتباط میان مردم و مسئولان در این استان در حوزه مطبوعات تقریباً قطع بوده و گویا تمایل عمومی در میان مدیران استان برای ایجاد ارتباط دائمی وموثر با مطبوعات محلی از بین رفته است . این موضوع قبلا در جلسه هم اندیشی مدیران مسئول مطبوعات استان با استاندار محترم آذربایجان شرقی مطرح و درخواست گردید تا از سوی ایشان تاکید لازم برای مجاب نمودن مدیران به پاسخگویی در قبال رسانه های جمعی و مطبوعات محلی انجام شود که ایشان نیز ظاهراً نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و از مدیران استان خواسته اند تا نسبت به مسائلی که در مطبوعات محلی مطرح می گردد پاسخ های کارشناسی و منطقی جهت تنویر افکار عمومی ارائه شود.
اما بررسی نشریان محلی نشان می دهد که مدیران به ندرت نسبت به مسائل مطرح شده در مطبوعات که از سوی مردم یا کارشناسان بصورت مقاله یا مصاحبه یا تلفن و نامه ارائه شده است، پاسخ داده اند. به عنوان مثال از میان ده ها مشکل مطرح شده در ستون پیام مردم ساقی شاید به تعداد انگشتان یک دست از سوی مسئولین پاسخ داده شده و اکثر قریب به اتفاق این موارد بدون پاسخ مانده و نوعی بی توجهی به درخواست مردم احساس و استنباط می شود. نیز عدم تمایل و بی رغبتی مدیران نسبت به انعکاس عملکرد خویش در مطبوعات به منظور اطلاع مردم از خدمات انجام شده از جمله موارد دیگر قطع ارتباط مطبوعاتی مسئولان با مردم می باشد در حالی که سالانه صدها میلیون تومان برای چاپ کتابهای نفیس و عمدتاً تبلیغاتی و نه اطلاع رسانی از سوی دستگاهها هزینه می شود که بیش از آنکه مخاطب این کتابها، قاطبه مردم باشند، مدیران فرا دست مسئولان محلی می باشند و بس!
همچنین بی اطلاعی برخی از مسئولین روابط عمومی ادارات و کارخانجات از اصول و روش های ارتباط جمعی، و نا آشنایی آنان با الفبای روابط عمومی از جمله دلایل دیگر عدم ارتباط میان مردم ومسئولان در مطبوعات است. به هر حال آنچه واضح و مبرهن است اینکه ارتباط میان مدیران استان با مطبوعات محلی آذربایجان شرقی قطع بوده و عزمی جدی می طلبد تا این قطع ارتباط مرتفع گردد و مسئولان محلی خود را موظف به پاسخ گویی به تمام مطالب مطرح شده از سوی مردم در رسانه های جمعی بدانند و تلاش شود تا پل تخریب شده ارتباطی فی ما بین ترمیم گردد.
یقینا وجود ارتباطی منطقی ، صمیمی و آگاهی بخش میان مردم و مسئولان به نحو چشمگیری می تواند علاوه از افزایش میزان امید به آینده در مردم و تقویت انگیزه برای پیگیری بهبود امور، از زمینه سازی بروز تنش های اجتماعی جلوگیری نماید و حسّ وطن دوستی را در میان آحاد ملت تقویت نماید که پیشنهاد می شود مدیرت محترم ارشد استان و جایگاه های نظارتی نسبت به تبیین ضرروت پاسخگویی مدیران محلی نسبت به مسائلی که در رسانه های جمعی و مطبوعات محلی مطرح می گردد اقدام نمایند.
